تبليغاتX
یه وجب خاک اینترنت

سفر

یه چیزی مثل سفر و انجام کاری ناتمام گونه . کاری که هنوز ادامه داره و باید رفت تا شاید انتهایش را دید ، البته شاید . سفر همیشه هست ؛ به شکلهای گوناگون . گاهی باید از نقطه ای به نقطه ای دیگر رفت که فرسنگها فاصله هست میانشان و گاهی همانجایی که هستی سفرت شروع میشه و شاید به انتها برسد و شاید هم نه .

به هر حال فعلا که اینجا هستم ، شاید نقطه صفر بعد از رسیدن به نقطه انتها و بعد دوباره آغازی دیگر . بین صفر و صدش فاصله ای نیست ، شاید به اندازه چشم بر هم زدنی و بعد بازهم همان داستان و همان حکایت ...

حال میرسیم به نقطه ای دیگر از سطری دیگر و فصلی دیگر . شمردنشان شاید زیاد ساده نباشد ، شاید هم باشد ؛ کسی چه میداند ...


2 نوشته شده توسط غریبه در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384 و ساعت 16:48 |

خونه

سلام

بازم اومدم با کلی حرف برای شما

 

 

 

وقتی در خانه ای شیشه ای زندگی میکنی ، نباید سنگ به اطراف پرتاب کنی .

یادمون باشه که ما هممون یک خانه شیشه ای داریم ، خانه ای که تا تلنگر نبایسته را به اون وارد نکنیم ، نمیفهمیم چه چیزی را داشته ایم و حال از دست داده ایم ...


2 نوشته شده توسط غریبه در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384 و ساعت 17:24 |


Designer : Hadi Mohammadi - T3MP