تبليغاتX
یه وجب خاک اینترنت

تا صبح
 

rahe farar

روی بام بلندترین خانه شهر

چند فرشته پیر

خمیازه می کشند

و بالهایشان را

زیر آفتاب می شویند

آن بالا زیر ابر تیره ی عصر

فرشته ای کوچک

به برگ ها چشمک میزند

من

زیر سایه باد

تا صبح

به خواب فرشته ها خواهم رفت

 

 


2 نوشته شده توسط غریبه در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384 و ساعت 22:55 |

 

وقتی که دیگه نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگه رفت
من به
انتظار اومدنش نشستم
وقتی که نمی تونست منو دوست داشته باشه
من اونو دوست داشتم
وقتی که اون تموم کرد
من تازه شروع کردم
وقتی که اون تموم شد
من آغاز شدم
و چه سخته چه سخته تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
تنها گریه کردن
حتی تنها مردن...

ولی تا بوده همین


2 نوشته شده توسط غریبه در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384 و ساعت 23:22 |

 

بر ما گذشت نيك و بد، اما تو روزگار


فكرى به حال خويش كن، اين روزگار نيست!


2 نوشته شده توسط غریبه در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 و ساعت 12:52 |

  

        مادر

                مرد                         


2 نوشته شده توسط غریبه در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384 و ساعت 11:37 |

تا حالا شده كه در جمع باشيد و تنها باشيد ؟
تا حالا شده كه دوستي داشته باشيد ولي آرزو كنيد ايكاش نداشتيد؟
تا حالا شده كه دست ياري دراز كنيد ولي آنرا پس بزنند ؟
تا حالا شده كه افتاده باشيد اما از كنارتان بي‎تفاوت بگذرند ؟
تا حالا شده كه در حاليكه ديگر خود رمقي نداريد اميد و رمق ديگران بشويد؟
تا حالا شده كه نفس جان بخش ديگران باشيد اما در موقع نياز آخرين نفستان را به يغما ببرند ؟
تا حالا شده كه تو را فرا بخوانند و بروي اما فرا بخواني و جوابي نگيري؟
تا حالا شده كه آرزو كنيد ايكاش الان آخرين نفس مي‎امد و ديگر همه چيز تمام ميشد ؟
تا حالا شده آرزو كني كه ايكاش الان چشم مي‎گشودم و مي‎ديدم همه چيز سرابي بيش نبوده است ؟
تا حالا شده كه خدايت را گم كني ؟
تا حالا شده كه خودت را گم كني ؟
تا حالا شده كه فرباد بزني و فرياد رسي نداشته باشي ؟
تا حالا شده كه بخواهي ديگر زنده نماني ؟
تا حالا شده كه بخواهي از همه چيز و از همه كس فرار كني ؟
تا حالا شده كه از خودت بدت بياد ؟
تا حالا شده كه به درگاه خدايت ضجه بزني ؟
تا حالا شده كه احساس كني در لجن زار دست و پا مي‎زني و مدام فرو مي‎روي ؟
تا حالا شده كه احساس كني لجن اين لجن زار را خودت درست كرده ائي ؟
و تا حالا شده كه به دنبال روزنه نجات بگردي و آنرا نيابي ؟
تا حالا شده………؟!


2 نوشته شده توسط غریبه در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384 و ساعت 11:34 |

ناگفته ها

 

تاريخ مصرف آدمها را

كدام كارخانه مشخص مي كند؟

هيچگاه نفهميدم

من فاسد بودم ؟

يا تمام گشتم ؟

هيچگاه نفهميدم .

آمدنم را دعوتي بودت

رفتنم را اما ...

تاريخ مصرف آدمها را

كدام كارخانه مشخص مي كند؟

هيچگاه نفهميدم

من فاسد بودم ؟

يا تمام گشتم ؟

هيچگاه نفهميدم .


2 نوشته شده توسط غریبه در شنبه نوزدهم آذر 1384 و ساعت 18:9 |


Designer : Hadi Mohammadi - T3MP