تبليغاتX
یه وجب خاک اینترنت

 

هوا یه جوریه ،

طعم گس و ملستی توی هوا در جریانه که نشستنو سخت میکنه و یه بیقراری توی جون ادم میندازه ، درست در تضاد با استرسها و تنشهای بیهوده این روزهای اخر سال که جون ادمو میگیره .

وسوسه به جای گذاشتن همه چیز و رفتن بدجوری قلقلک میده ،  یک نوع فرار از همه قید و بندها و باید ها و نباید ها ...


2 نوشته شده توسط غریبه در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 و ساعت 12:23 |

 

غزلخوانم مباش ،

اما به شعری ساده شادم کن .

اگر دیدی مرا بشناس

نمیگویم که یادم کن ...

 

غوطه ور شدن و رفتن هم لیاقت میخواد ...


2 نوشته شده توسط غریبه در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 11:37 |


Designer : Hadi Mohammadi - T3MP