تبليغاتX
یه وجب خاک اینترنت


شب كه در خيابان خلوت خواب

پابه پاي غرور و قافيه مي روي٬

مرگ با لباس چين دار بلندش

پاي پنجره ي اتاقم مي ايد٬

سوت مي زند٬

و منتظر مي ماند!!!

نه! عزيز دلم!

تازگي بوف كور هدايت را نخوانده ام....

اينها كه نوشتم حقيقت محض است !

باور نمي كني ٬ يك شب به كوچه ي دلتنگ ما بكوش٬

كنار همان درخت كه پر از خاطرات خط خورده است بايست و تماشا كن !!!

تا ببيني كه چگونه به دامن دريا و گريه ميروم...

بس كن ! اي دل ساده !

صفحه صفحه براي كه گريه مي كني؟

كتاب كبود گريه ها را اهسته ببند

گوش كن ! درمانده ي درد الود!

از پس پرده ي پنجره

صداي سوت مي ايد!!!
2 نوشته شده توسط غریبه در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 0:13 |


Designer : Hadi Mohammadi - T3MP